کتاب "دختری در جنگ"، داستانیست پرشور و دردآلود از زیستن در میانهی ویرانی، از بالیدن در متنِ جنگ، و از زنی که خاطرهی کودکیاش را در دل آتش و خون جا گذاشته است.
در رمان پلیسی جذاب و چند لایه بدرود همینگوی، لئوناردو پادورا، نویسنده سرشناس کوبایی، خواننده را به سفری پر رمز و راز در هاوانا میبرد، جایی که سایه ارنست همینگوی، نویسنده افسانهای، همچنان بر شهر سنگینی میکند.
این خاموشی همیشه با مرگ همراه نیست؛ گاهی به شکل فراموشی، فاصله گرفتن، یا حتی انزواست. روایتها حول رابطهی آدمها با گذشته، با سنتها، با طبیعت و با چیزی نادیدنی شکل میگیرند.