مبارزه با هیولاها شغل مناسبی برای شاهزاده های صورتی پوش مؤدب و باوقار نیست برای همین وقتی دردسری پیش می آید. شاهزاده ماگنولیا تبدیل به همزاد خود شاهزاده سیاه پوش میشود و با هیولاها می جنگد.
نویسنده در کتاب "یک روز به آسمان خواهم رفت»"، سعی دارد بگوید که کودکان متوجه رفتارها و اختلافات والدین میشوند و بهسادگی و با قیاس میتوانند آنها را در ذهن خود نگه دارند.
دوباره تفنگش را برداشت و جستوجو برای پیداکردن روباه را از سر گرفت، چون جانور به صورتش زل زده بود و نگاه هوشیارش از ذهن مارچ پاک نمیشد. بیشتر از آنکه به فکر روباه باشد، مسحورش شده بود...
کتاب "چه کسی از روباه بد گنده می ترسد"، تصویرسازیهای آبرنگیِ پویا و خلاقانهای دارد که با جزئیات بسیار همراه شده و در کنار داستان سرگرمکننده و پیشبینیناپذیرش، مخاطب را حسابی به وجد میآورد. شخصیتهای کتاب و موقعیتهای طنز آن نو و خلاقانه هستند و از کلیشههای مرسوم بسیار فاصله دارند.