این مجموعه فرصتی است تا هم مخاطبان ادبیات ژاپنی و هم علاقهمندان به مانگا، تجربهای تازه و چندلایه از آثار نویسندهای به دست آورند که همیشه میان واقعیت و خیال، تنهایی و رهایی در نوسان بوده است.
ای در بیما، چه بگویم که چه ها بود جلال غصب شعله ور و عاصی ما بود خلال همه جان شور و شرر، نور و نوا بود جلال ان پهل، کو چشم و جان چندا بود جلال سینه اش خانله سر و صفا بود جلال هر تکه نایزه نور و ذکا بود جلال گرچه دانیم که معصوم نیا بود جلال جای کتمان پی جبران خطا بود...
«خورشید سیاه: افسردگی و مالیخولیا» کتابی است که خواننده را به اندیشیدن دربارهی افسردگی فراتر از مرزهای پزشکی فرا میخواند. کریستوا به ما یادآوری میکند که افسردگی نه فقط خلأ، بلکه تجربهای زبانی، فرهنگی و زیباییشناختی است که هنر و ادبیات میتوانند دریچهای به آن بگشایند. این اثر، یکی از مهمترین مداخلات نظری دربارهی مالیخولیا در قرن بیستم به شمار میآید و برای خوانندگانی که به روانکاوی، نقد ادبی و مطالعات فرهنگی علاقهمندند، منبعی ارزشمند و برانگیزاننده است.
در پشت جلد کتاب می خوانیم : یک مدیر با ده ها پروژۀ عقب افتاده، یک کارگر ساده با کوهی از بدهی و یک خانم خانه دار که درگیر رژیم گرفتن است چه شباهتی با هم دارند؟ این افراد همه دچار کمیابی اند. یکی زمان کافی ندارد، یکی بی پول است و دیگری نیز کالری هایش را محدود کرده. کمیابی به شکلی اعجاب آور ذهن همه را تحت تاثیر قرار می دهد...