زنها سخت عاشق می شوند وسط اين همه آدم وسط اين همه نگاه دلشان بند يكی ميشود و او ميشود همه چيز و همه كسشان عشق دردناك نيست زيبا است اين خيانت است كه عشق را دردناك كرده است...
داستان این رمان پیرامون همزیستی انسان با حیوان است، ما را به دنیای شگفتانگیز بشر میبرد و ماهیت اصلی آدمها را در ادوار گذشته و عصر کنونی به نمایش میگذارد...
در انتهای تاریک و مبهم خیابان مردی در باد داشت میرفت. شبحی از هیکل یک مرد که بالای بلند و سیاهش با تاریکی سرد شب در هم آمیخته بود و چون مهی سرد و رقیق در حال فرو مردن بود. مرد نمیرفت. نمیخواست که برود...