دُرناها در آسمان دنبال هم پرواز میکردند و آوازشان هوش از سر آتلی و آلتین برده بود. پاهای بلند هر درنایی به زیر دم کوتاهش بود و با بالهای پهن و سفید به آرامی پرواز میکرد و گردن کشیدهاش مانند نی چوپانها بود...
دستان، توتیای خیابانی در ایران، پس از نشان دادن شجاعت توسط شاه شارامان به فرزندی پذیرفته میشود. پانزده سال بعد، نظام، برادر پادشاه، شواهدی را به شاهزادگان - دستان، همراه با پسران بیولوژیکی شاه طوس و گارسیو - منتقل می کند که نشان می دهد شهر مقدس الموت در حال ساختن سلاح برای دشمنان ایران است... داستانی با 20 پایان متفاوت!
زائرمحمد جوانمرد تنگسیری است که زندگی سادهای دارد. خانواده دوست است و بسیار پاک زندگی میکند اما سرمایه و پولهایش را برخی از مردم شهرنشین بندر خوردهاند و او میخواهد که از آنها انتقام بگیرد...