کیخسرو: ای پهلوانان نامدار و ای خنجرکشان روز جنگ، سراسر مرز ایران را بر پشت اسب پیمودم و هیچ باشندهای را ندیدم که دلشاد باشد و ثروتمند و خانهای آباد به چشمم نیامد...
ابوالقاسم، با نام مستعار اِنتو، راوی چهلوچند ساله و اولشخص رمان شبی که اِنتو با درد خویش آشنا شد، در طبقۀ پنجم آپارتمانی در یک مجتمع مسکونی با همسرش، میشا، در دوران همهگیری کووید زندگی میکند. او، پس از ورشکستگی شرکتی که در آن کار میکرده با حقوق ناچیز بیمۀ بیکاری و همچنین نویسندگی برای شرکت انیمیشن، امرار معاش میکند.