قبل از گرفتن این پیام رمزآلود کریستوفر رووه خوشحال بود و به عنوان کارآموز استاد بندیکت سیاه تیغ وقتش را به حل رمزها و معماها و ساختن داروها معجونها و اسلحه های قدرتمند می گذراند - گاهی هم به یک یا دو خرابکاری پرسرو صدا.
اما کریگن، دختری ساده و خوشقلبی است که در زندگیاش رازهایی دارد. او در هواپیمایی که دچار نقص فنی شده است و خطر سقوط آن را تهدید میکند، ناخواسته از شدت ترس و وحشت همهی رازهایش را برای مرد غریبهای که کنارش نشسته بود فاش میکند...
کاندید پرسید: «حقیقت دارد که مردم همیشه در پاریس خنداناند؟» کشیش پاسخ گفت: «بله، اما از روی دلخوری و عصبانیت؛ چون مردم با قهقهههای بلند از همه چیز مینالند. اینجا حتی نفرتانگیزترین کارها را با خنده انجام میدهند.»