در نمایشنامه ی طوفان تندری اگوست استریندبرگ بار دیگر آن جهان آشفته و تمدار انسانی را به تصویر می کشد که امضای همیشگی اوست. استرینه برگ نمایشنامه نویس زمان پرداز و جستارنویس سولدی در کارنامه گسترده اش از پدر و عیسی زولی تا "اعترافات یک دیوانه و رقص مرگ، همواره کاونده ناآرامی های روان مناسبات قدرت و فرورفتگی انسان در لایه های پنهان وجود بوده است. آثار او که اغلب مرز میان ناتورالیسم و اکسپرسیونیسم تو خاسته ای اوایل قرن صراحت جسارت و بی پروایی شان در نشان مادن امر تراژیک در بیستم را در هم می زندگی روزمره هم های تئاتر مقرن به شمار می آیند...
هیچ گاه پایان، پایان نمی پذیرد. در جایی که گویا همه چیز به پایان میرسد دوباره از نقطه ای نامعلوم میلی برای آغاز سر برمیدارد. از دل پایان، آغاز پاجوش میزند و لحظه آغاز نقطه طلیعه آزادی در کردار و گفتار است...