همه ی ما تمام وقتمان را صرف جست و جوی آسایش مادی و عاطفی می کنیم غرق در دغدقه های روزمره هستیم. چگونه پول و غذای کافی سرپناه و دیگر نیازهای مادی را به دست بیاوریم دغدغه های عاطفی هم داریم این که فلانی دوستمان دارد با نه یا این که امنیت شغلی داریم یا نه ما همه ی روز نگران این گونه مسائل هستیم. البته قابل درک است که برای احساس امنیت داشتن باید نیازهای اساسی خود را رفع کنیم، اما اکثراً بیش از رفع نیازهای اساسی نگرانیم از لحاظ جسمی امنیت داریم، شکم مان سیر است. سقفی بالای سر داریم و خانواده ای پر محبت؛ اما هنوز مدام نگرانیم.
عمیق ترین دغدغه در وجود شما و در وجود بسیاری از ما همان است که درک نکرده ایم همان که نشنیده ایم تک تک ما دغدغه ی مطلقی داریم که به دغدغه های مادی و عاطفی ربطی ندارد. میخواهیم با زندگی خود چه کنیم؟ سؤال این است. ما این جاییم، اما چرا این جاییم ما چه کسی هستیم فرد فرد ما و میخواهیم با زندگی خود چه کنیم. این ها سؤال هایی هستند که برای پاسخ دادن به آنها معمولاً وقت نداریم با شاید وقت صرف نمی کنیم این ها فقط سؤال های فلسفی نیستند. اگر نمی توانیم به آن ها پاسخ دهیم، پس آرامش نداریم و نشاط هم نداریم چون هیچ نشاطی بدون آرامش میسر نمی شود.
بسیاری از ما احساس میکنیم هرگز نمی توانیم به این سؤال ها پاسخ دهیم، اما با ذهن آگاهی زمانی که درون خودمان سکوت داریم میتوانیم پاسخ آنها را پیدا کنیم و ژرفترین ندای قلبمان را بشنویم.
نیک نبات هان در کتاب سکوت با ترکیب حکایت های تاثیر گذار خود بی انتها و روش های ذهن آگاهی به ما می آموزد وقتی بتوانیم همه ای صداهای درون مان را خاموش کنیم وقتی بتوانیم سکوت سکوتی بعد اما در وجودمان برقرار کنیم ژرفترین ندا را ر درون مان میشنویم قلبمان ما را فرامی خواند قلبمان در تلاش است چیزی بگوید هیاهوی ذهن مان را خاموش کنند تا صداهای حیرت آور زندگی را بشنویم و بعد می توانید زندگی ای عمیق و ناب را شروع کنیم.