چراغی در اتاق ساکت سوسو میزند. دخترها میتوانستند روی تخت خوابیده باشند، ولی پوست رنگ پریدهشان مثل یخ سرد است و چشمان بستهشان هرگز دوباره باز نخواهد شد... وقتی جسد دو دختر نوجوان در اتاق هتل قدیمیای در شهر نیویورک پیدا میشود...
داستان کتاب "هیچ کس اینجا گم نمی شود"، در مورد پسری است به نام افراسیاب که سالها پیش از عشق دوران جوانیاش جدا شده و با مهاجرت خط بطلانی بر تمام روابط عاطفی و خانوداگیاش کشیده است.
کتاب "۱۹۷۹" یک تجربهی ادبی جسورانه است؛ ترکیبی از سفرنامه، رمان روانشناختی و اثر سیاسی با چاشنی پوچی و سردرگمی. کریستیان کراخت با زبانی بیپرده و موجز، جهانی را توصیف میکند که هم آشناست و هم غریب، هم تاریخیست و هم بهشدت امروزی. اگر به دنبال رمانی متفاوت، مرزناشناس و آوانگارد هستید، «۱۹۷۹» را از دست ندهید.