در این قصهی تاریک آمیخته به طنزی ظریف؛ سونیا چطور باید با مربی رانندگی با آن صدای خشن، با تنهایی، با خواهری که حتی جواب تماسهایش را نمیدهد و ماساژوری که دم بهدم به مراقبههای وهمآلود دعوتش میکند به زندگی رونقی بدهد.
دو زوجی که با هم دوستاند، تصمیم میگیرند برای تعطیلات نوروز ۱۳۹۷ بروند سفر و بزنند به دل کویر. پیمان و آزاده نسبت دوری هم با هم دارند، بااینحال هیچکدام از مشکلات دیگری خبر ندارد و....
چگونه میتوان چیزی را در بیان آورد که در کلام نمیگنجد؟ وقتی میان کلام و معنا شکافی دهان میگشاید چه بایست کرد؟ شرح حال تکاندهندهی هرتا مولر از زندگیاش در رومانیِ عصر چاؤشسکو و حکایت مسیر خطرخیز و رنجباری که به سوی غرب و ادبیات پیموده شرحیست جاندار و گیرا.
تونیو آسپیلکوئتا رؤیایی در سر دارد: سرزمینی متحد و یکپارچه، سرزمینی غرق نغمهها و ملودیها. اما کاوش بیوقفهی تونیو در ژرفای موسیقی و تاریخ، و تلاش وسواسگونهاش برای نگارش کتابی که روایتگر این رؤیا باشد، او را به ورطهای بس پیشبینیناپذیر میکشاند، به نقطهای که بازگشت از آن میسر نیست.