سال 1982 است. ویتالی کارتسف، نویسندهی تبعیدی روس، متوجه میشود یک آژانس مسافرتی در مونیخ، تور مسافرتی با تاریخی وسوسهانگیز برگزار میکند؛ سفر به مسکوی سال 2042. چگونه میتوان دست رد به سینهی سفر به آینده زد؟
چگونه میتوان چیزی را در بیان آورد که در کلام نمیگنجد؟ وقتی میان کلام و معنا شکافی دهان میگشاید چه بایست کرد؟ شرح حال تکاندهندهی هرتا مولر از زندگیاش در رومانیِ عصر چاؤشسکو و حکایت مسیر خطرخیز و رنجباری که به سوی غرب و ادبیات پیموده شرحیست جاندار و گیرا.