در روزگار تیره و تار پس از شکست آلمانی ها در جنگ جهانی اول و همزمان با برآمدن سایه نامیدی و پاس بین المانی ها مردی پس از شکست کودتایش در زندان نشسته بود و کتابی را می نوشت کتابی که قرار بود بعدها منای مدینه رایش سوم شود.
این کتاب، کودک را با پدیدهای به نام عطش شهرت و پیروی کورکورانه از آدمهای معروف آشنا میکند. چیزی که کودکان در دنیای واقعی به آن خیلی احتیاج دارند؛ تا فریب رسانهها و تبلیغات سوپر معروفها را نخورند!
در کتاب "دین قدرت جامعه"، موضوع اصلی بحثهای وبر در خصوص دین، قدرت و جامعه این است که در مذهب نیز با زدودن حالتهای غیرقابل توجیه و فهم انسانی از دین، عقلانیت حاکم میشود. از نگاه وبر، جهان نوین خدایانش را رها کرده و همه چیز را عقلایی، تابع محاسبه و پیشبینیپذیر ساخته است. او میکوشید تا نشان دهد که چگونه پیامبران با جاذبههای فرهمندانهشان توانستند قدرتهای کاهنان را که مبتنی بر سنت بودند از اعتبار بیندازند و چگونه با پیدایش دین مبتنی بر کتاب، فراگرد عقلایی و نظامدار شدن پهنۀ دینی آغاز شد و در اخلاق پروتستانی به اوج خود رسید.
ما با دنیامون چیکار میکنیم؟ بهش جوشونده بابونه میدیم. همه میدونیم که این جوشونده نه عوارض خاصی داره و نه فایدهای. عوضش درد نداره. با خودمون میگیم یه جوشونده بهش میدیم و صبر میکنیم...