آمد و نشست توی آینهبندان چشمهای من. نه لب ساحل بودیم که نسیم بچرخد توی موهایش نه کنار شمشادها که من برایش توی دلم شاه شمشادقدان را ضرب بگیرم و نه صدای مرغهای دریایی میآمد. ما در دهان مرگ به زندگی فکر میکردیم.
امید، مثل خیلی از دانشجویان دانشگاه شریف، شرایط رفتن از ایران و زندگی در خارج را دارد اما برخلاف خیلی های دیگر پس از آشنا شدن با حاج قاسم به جای اروپا و آمریکا سر از لبنان در می آورد.
اگر یک بیماری بتواند ظرف چند روز بیمارستانی را تخلیه پژوهشگاهی را ایزوله و پایتخت را در آستانه قرنطینه قرار دهد، چه کسی باید زنگ خطر را به صدا در آورد؟