آمد و نشست توی آینهبندان چشمهای من. نه لب ساحل بودیم که نسیم بچرخد توی موهایش نه کنار شمشادها که من برایش توی دلم شاه شمشادقدان را ضرب بگیرم و نه صدای مرغهای دریایی میآمد. ما در دهان مرگ به زندگی فکر میکردیم.
رمان «خار و میخک» زندگی فردی به نام احمد را که در اردوگاه آوارگان به دنیا آمده روایت میکند. این کتاب 30 فصل دارد و احمد در هر فصل درگیر موضوعی در اردوگاه میشود و بخشی از زندگی آوارگان فلسطینی را توصیف میکند.
کتاب "ایکس" تلاش کرده با مروری کوتاه بر زندگی مالکوم ایکس و ارائه مهمترین سخنرانیهای او در طول مبارزاتش علیه نابرابری و تبعيض نژادی از شخصیت مجهول و کمتر شناخته شده وی پرده بردارد. چه بسا حرفهای او که در زمانه خودش چندان توسط مردم دنیا فهمیده نشدند عبرتهای آموزنده ای برای زمانه ما داشته باشند.