از امروز دیگر عطر تن رسول خدا در ساحت نفسهایش نمیپیچد و تن داغ مدینه را شفا نمیشود. نفس کشیدن در هوای منهای رسول جانها میگیرد و دلها میسوزاند مدینه کودکی سردرگم و بیمادر را میماند که جان از کالبدش ذره ذره میرود و نمیداند پس از نبی از این دنیا چه میخواهد.
«حیدر» داستانی زیبا با روایتی تازه از زندگی ابرقهرمانی پاک و عدالت گستر است. آزاده اسکندری نویسندۀ توانای این کتاب توانسته است با نگاهی محققانه زندگی امام علی(ع) را با شیوهای دگرگونه به تصویر بکشد و آن را در قالب «حیدر» به مخاطب منتقل نماید.
حرف، حرف رجزخوانی منصور حلاج است بر سر دار! رقص خون سیاوش است در میانۀ میدان مکر سودابهها! اگر دشنۀ خیانت شغادها کم نخوردهایم؛ ولی برق غیرت آرشها را هم کم ندیدهایم!