کتاب "ملکان عذاب"، در نگاه اول رمانی تاریخی از چند نسل است که روایت میشود، ولی از زیر لایه متن درمی یابیم که شاید قصد نویسنده این نبوده و او به دنبال طرح سوالی بزرگتر در ذهن مخاطب است...
رمانی پرکشش که در مرز میان تاریخ، روانشناسی و ادبیات داستانی حرکت میکند. این کتاب روایت کلنلی است که درگیر گذشتهی پرزخم و حالتی بیپایان از بیخوابی است. بیخوابی او تنها یک مشکل جسمی نیست؛ بلکه نمادی از وجدان، خاطره و بار سنگین تاریخ است که بر دوش او سنگینی میکند. نویسنده با قلمی تصویری و شاعرانه، جهانی میسازد که در آن مرز میان خواب و بیداری، واقعیت و کابوس، بهطرزی هنرمندانه در هم میآمیزد.
چیزی که باعث اهمیت این کتاب میشود پرداختن نویسنده به شکلگیری حلقهی هنر آوانگارد نیویورک دههی ۱۹۵۰، به بهانهی روایت زیست و فرآیند فکری و هنری یکی از رادیکالترین گروههای تئاتر آن دوران "لیوینگ تئاتر" است.