در ژرفای کوه های آرام، آمایا، پس از طوفان برفی سهمگینی که او را بی پناه رها کرده، در پی یافتن پدر و مادرش سرگردان است تا این که با گرگی خردمند رو به رو می شود، گرگی که در سفری ناشناخته و فراموش نشدنی هم قدم و راهنمای اوست.
کتاب «خودت را تباه نکن» راهنمایی است برای کنارکشیدهها و شکستخوردهها. مانیفستی است برای تغییرات واقعی در زندگی و از بند رها کردن عظمت نهفته در روحتان. این کتاب صمیمانه و با شیوهای واقعی برایتان قلاب میگیرد تا بتوانید به مراحل بالاتری از استعدادهای واقعیتان صعود کنید.