این اثر گذری از مرزهای بیرون به ژرفای درون است. در این مسیر هر قدم تنها یک مکان نیست بلکه حالتی از بودن را وامی کارد. این کتاب کم حجم احتمالاً در دسترس ترین نقطه ی ورود به آثار بی کران کراسناهورکایی است. میتوان آن را مؤخره ای بر «تانگوی شیطان دانست. تانگوی شیطان پر از شخصیتهای شرور در فضای روستایی تاریک و غم انگیز کمونیستی اواخر قرن بیستم روایت می شود. «کوهی به شمال اما اثری کم جمعیت است که در آرامش صومعه ای در کیوتو روایت می شود. مکانی که به نظر می رسد از آشفتگی زندگی پاک شده است جایی که دیگر پرسشهایی در مورد انسان ها مطرح نمی شود.
در نمایشنامه ی طوفان تندری اگوست استریندبرگ بار دیگر آن جهان آشفته و تمدار انسانی را به تصویر می کشد که امضای همیشگی اوست. استرینه برگ نمایشنامه نویس زمان پرداز و جستارنویس سولدی در کارنامه گسترده اش از پدر و عیسی زولی تا "اعترافات یک دیوانه و رقص مرگ، همواره کاونده ناآرامی های روان مناسبات قدرت و فرورفتگی انسان در لایه های پنهان وجود بوده است. آثار او که اغلب مرز میان ناتورالیسم و اکسپرسیونیسم تو خاسته ای اوایل قرن صراحت جسارت و بی پروایی شان در نشان مادن امر تراژیک در بیستم را در هم می زندگی روزمره هم های تئاتر مقرن به شمار می آیند...