این کتاب شامل هفده سخنرانی است. آدورنو در این هفده سخنرانی به تعدادی از مسائل کلی در فلسفهی اخلاق پرداخته است، از جمله ماهیت هنجارهای اخلاقی، مفهوم زندگی خوب، نسبیگرایی و نیهیلیسم. او همچنین مسائلی مانند ویژگی سرکوبگر هنجارهای اخلاقی، مسئلهی آزادی، دیالکتیک اخلاقی در کانت و هگل، ماهیت عقل، قانون اخلاقی به عنوان یک امر ثابت، و نقش روانکاوی در درک اخلاق...
ارسطو، اولین کسی است که دربارهی شعر و هنر رسالهای جداگانه نوشت و در آن اعتراضات افلاطون را، بیآنکه نام او را بیاورد یک به یک پاسخ داد. بعضی از محققان معتقدند که مقصود ارسطو از نگارش این رساله تنها رد عقاید افلاطون دربارهی شعر و هنر است، لکن باید دانست که فیلسوف باریکبینی چون ارسطو، که همهی کوشش خود را در تحلیل فعالیتهای ذهن آدمی و در تنظیم و تبویب علوم و معارف عصر خویش به کار بسته بود، شک نیست که شعر و هنر را نیز، که از عالیترین جلوههای ذوق و روح انسانی است و تا زمان وی به پایهای بس بزرگ رسیده بود، نادیده نمیتوانست گرفت.
کتاب "اتاق شماره 6" با بیان دغدغههای چخوف در رابطه با نگاه جامعه به بیماران روانی، داستانی تکاندهنده دربارهی معنای هستی بشر را به مخاطبین ارائه میکند.
در کتاب "دین قدرت جامعه"، موضوع اصلی بحثهای وبر در خصوص دین، قدرت و جامعه این است که در مذهب نیز با زدودن حالتهای غیرقابل توجیه و فهم انسانی از دین، عقلانیت حاکم میشود. از نگاه وبر، جهان نوین خدایانش را رها کرده و همه چیز را عقلایی، تابع محاسبه و پیشبینیپذیر ساخته است. او میکوشید تا نشان دهد که چگونه پیامبران با جاذبههای فرهمندانهشان توانستند قدرتهای کاهنان را که مبتنی بر سنت بودند از اعتبار بیندازند و چگونه با پیدایش دین مبتنی بر کتاب، فراگرد عقلایی و نظامدار شدن پهنۀ دینی آغاز شد و در اخلاق پروتستانی به اوج خود رسید.
کولیش در نمایشنامۀ فامیلی بیلهجه (با عنوان اصلی مینا مازایلو) داستان غمانگیز حاکمیت سرزمین اوکراین در طول تاریخ را روایت میکند که بارها میان همسایگانش دستبهدست شده است...