صدای زنانهای از دوردست به گوش رسید. «راسکو، راسکو» اَبی با خود فکر کرد که حتما یک نفر داشت سگش را صدا میزد که شب به خانه برود. «راسکوووو!» کلمه کشدار و با لحنی آوازگونه بیان شد، ولی ردی از کلافگی در خود داشت.
جینا رویال نمونهی یک زن معمولی است؛ یک زن خانهدار کمرو با ازدواجی موفق و دو فرزند دوستداشتنی. ولی وقتی یک تصادف، زندگی مخفیانهی همسرش به عنوان یک قاتل سریالی را فاش میکند، جینا مجبور میشود خود را به عنوان گوئِن پراکتور از نو بسازد: مادری که به خاطر فرزندانش میجنگد. ولی دقیقاً در زمانی که آرامش را در خانهی جدیدشان در مجاورت دریاچهی استیلهاوس یافتهاند، اتفاقات ناخوشایندی آغاز میشوند که جان او و فرزندانش را به خطر میاندازند. ولی گوئن از یک چیز مطمئن است: او یاد گرفته چطور با شرارت بجنگد و هرگز از این کار دست نخواهد کشید.