تو واقعا رو مخترین دختری هستی که تا حالا باهاش دوست بودم غیر قابل پیشبینی، بهونهگیر، خودخواه. اما با همه ایرادهای تو و با اون کله گندهی خودم اون چیزی که بینمون میگذشت رو خیلی دوست داشتم (مکث) البته که واقعیتش هیچ وقت مایی وجود نداشت.
رابرت شنگن در این نمایشنامه با قدرت قلم بینظیر خود بر سویههایی از تاریخ معاصر آمریکا نور میتاباند که تا به حال کمتر کسی به آن پرداخته. او نه فقط تاریخ بلکه چیزی فراتر زاویه دید یک هنرمند به تاریخ را ارائه میدهد.
در این اثر، ذهن و ضمیر انسانها را چنان عمیق و تیزبینانه میشکافد که مخاطب ناگزیر از همذاتپنداری با شخصیتها میشود. تکنیکهای روایی این اثر نیز در هماهنگی کامل با محتوای آن است و این نیز یکی دیگر از ویژگیهای چشمگیر آن است.
از زمان پیدایش هنر نمایش و اجرای اولین تئاترها در یونانباستان تا به امروز، این رشتهی هنری با تغییر فراوانی روبهرو شده و علیرغم حفظ هستهی اصلی آن، تحولات زیادی را پشتسر گذاشته است.