ما با دنیامون چیکار میکنیم؟ بهش جوشونده بابونه میدیم. همه میدونیم که این جوشونده نه عوارض خاصی داره و نه فایدهای. عوضش درد نداره. با خودمون میگیم یه جوشونده بهش میدیم و صبر میکنیم...
داستان ترانزیت فقط داستان در صف روادید ایستادن نیست، داستان انتخابها، تصمیمها، تقلاهای درونی، عذابها، وجدانها، مسئلهی عشق، دوستی، خانواده و تردیدها، مفارقتها و وصالهاست. کتاب ترانزیت را شاید بتوان با کمترین تردید، عمیقترین رمان پیرامون زندگی در وحشت فاشیسم و حکایت مردمان فراری و در انتظار نجات دانست.