زندگی اش به مفهوم واقعی کلمه در تعداد انگشت شماری از متعلقات ناچیز خلاصه میشد و البته به همان اندازه و شاید حتی کوچک تر از آدمهایی که میتوانست آشنا خطایشان کند.
این کتاب در ده فصل گردآوری شده است که عبارتند از: رویای من، مارادونا، مارادونا دادگاهی میشود، عاشیق شهریار، اشغال مدرسه از سوی جنیان، جام جهانی رویا، رویا زنجیرشدنی نیست، چرا چهگوارا؟، رویای من زاپاتا، قصهی مردی که نبود و رویا فروشی نیست.
از وسط اتوبوسی میگذرم. هیچ جایم درد نمیگیرد. پس من مردهام و این روحم است که دارد در میرود. روح که نباید در برود، روح آزاد است به هر کجا که خواست پرواز کند اما روح من دارد فرار میکند...