من دست از سر خواهرات بر می دارم.
همین و دیگر ادامه نداد. انگار داشت سروش را مجبور میکرد سوال اصلی را بپرسد!
و سروش نامطمئن پرسید:
به جاش چی میخوای؟
تو رو
و با همان واژه ی «تو»یی که از دهان کاوه بیرون آمد ناگهان تنی را که به آب زده بود زیر پایش خالی و در چشمهای اقیانوسی کاوه غرق شد!