آدم به دشواری میتواند مهمترین اتفاقات زندگی اش را بیان کند. اتفاقاتی که مایه ی شرمساری و سرافکندگی اش است چرا که واژه ها از قدر و ارزش و اهمیتشان می کاهد.
قبلا خانههای مردم را تمیز میکردم و حالا، باورم نمیشود که این خانه واقعا متعلق به من است. آشپزخانهای جذاب، بنبستی آرام و حیاط بزرگی که بچههایم میتوانند در آن بازی کنند. من و شوهرم سالها پسانداز کردیم تا بتوانیم به بچههایمان زندگیای را بدهیم که سزاوارش هستند.
آیا خانه ها رازهای تاریک و سیاهی با خود دارند؟ آیا جسدها و ارواح در خانه ها باقی می مانند و در زمان مناسب بیرون می آیند؟ آیا گذر زمان خاطرات و شرارت ها را از بین میبرد؟
داستان مجموعه ماجراجویی نوجوانی به نام تانجیرو کامادو را دنبال میکند که پس از کشته شدن خانوادهاش و تبدیل خواهر کوچکترش نزوکو به یک شیطان، درصدد است به یک شیطان کش تبدیل شود.