اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش کلوئه و کوین حسابشان را میرسد. ضمناً آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو عروسک شیرش است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند...!
خانه ای با اتاقی زیر شیروانی و پنجره ای بلند، یک زوج سالخورده و دوست داشتنی، هفت دوست صمیمی، کافهای در شهر و یک «قول» هسته مرکزی داستان این کتاب را شکل می دهند.