داستان به بررسی عمیق احساسات انسانی و روابط پدر و پسری می پردازد و نشان میدهد که چگونه گذشته می تواند بر زندگی حال و آینده تأثیر بگذارد. این زمان با ترکیب عناصر ترسناک و روانشناختی خواننده را درگیر میکند و به خوبی تعادل بین داستان جنایی و درام خانوادگی را برقرار می سازد.
«در اتاق شکنجه انواع مختلف ابزار شکنجه وجود داشت و وقتی چشمم به این ابزار افتاد وحشت کردم، ولی به خود تلقین میکردم که نباید مقاومت و استحکام خود را از دست بدهم وگرنه خود و دیگران را به خطر خواهم انداخت . فردی که شلاق در دستش بود، اولین شلاقی را که به کف پاهایم زد، آه از نهادم بلند شد و انگار میخواستم از حال بروم که شلاق دوم را به کف پایم زد. به یکباره دیدم خون از کف پاهایم جاری شده است و همین که نگاهم به خونهای کف پایم افتاد از حال رفتم. بعد از دو سه ساعت بهوش آمدم. وقتی چشمانم را باز کردم هر دو بازجو بالای سرم بودند و داشتند با هم حرف میزدند. یکی از بازجوها یک لیوان آب به دستم داد که بخورم. لیوان آب را سر کشیدم ولی کف پاهایم به شدت میسوخت و انگار نمیتوانستم سرپا بایستم. بازجوها با هم درگوشی صحبت کردند و یکی از آنها به من گفت: نمیخواهی حرفی بزنی ؟ گفتم چه حرفی بزنم ؟ من هر چه بود گفتم و دیگر حرفی برایم نمانده است .»
«در عین ملالت از مذهب جزم که به ما هیچ نمیآموزد و هم از شکاکیت که هیچ نویدی نمیدهد، حتی آرامش خاطری را که در جهل و بیخبری هست، در حالی که اهمیت معرفتی که ما نیازمند آنیم شوق طلب را در ما برمیانگیزد و تجربۀ ممتد اعتماد ما را نسبت به همۀ دانشی که به زعم خود داشتیم و چنان مینمود که از عقل محض حاصل آمده است متزلزل ساخته است، چه میتوانیم کرد جز اینکه این پرسش نقادانه را که با پاسخ آن میتوانیم به راه و رسم آیندۀ خود انتظام بخشیم مطرح سازیم که آیا مابعدالطبیعه اصولا ممکن است؟ اما این پرسش را نباید با ایراد اعتراضات شکاکانه بر اقوال خاصی از یک مابعدالطبیعۀ موجود (زیرا در حال حاضر ما هنوز بر معتبر بودن هیچ مابعدالطبیعهای صحه نگذاشتهایم) بلکه میباید بر اساس مفهوم این علم، که فعلا وجود خود آن محل نزاع است، پاسخ گفت.»
«آنچه را معمولا میتوان به طور دقیق توجیه کرد اعمال، حرکات از روی قصد، الگوهای عمل قابل مهار، و بخشهایی از رفتارمان است که ما مسئول آن هستیم. در حقیقت توجیه در مورد چیزی که کسی مسئول آن نیست صدق نمیکند حال آنکه مسئول چیزی بودن دقیقا یعنی مواجه بودن با درخواست توجیه برای آن چیز. از آنجا که آنچه دقیقا مسئول آن هستیم رفتار قابل مهار ما است، بنابراین آنچه از ما خواسته میشود توجیه چنین رفتاری است. استثنای ظاهری در مورد توجیه گزارههای معرفتی تنها در صورتی استثنای واقعی است که معرفت را از عمل جدا کنیم و انکار کنیم که باور، تأیید، و تصدیقِ مدعا نوعی رفتارِ از قصد است که ما مسئول آن هستیم. در واقع معلوم میشود که بررسیِ توجیهِ باورهای معرفتی یا بررسی تأیید یا بررسی پذیرش یک جمله، در همۀ موردهای توجیه مایۀ روشنگری است.«
اگر با هر یک از این شرایط روبه رو هستید کتاب راه حل تمرکز میتواند بهترین گزینه برای شما باشد. تمرکزتان نسبت به گذشته کمتر شده است؟ انجام کارهای ساده برایتان سخت شده است؟ با بی خوابی با افسردگی ناشی از کار درگیر هستید؟ پیام های شبکه های اجتماعی ایمیل ها و اخبار مختلف به راحتی حواس شما را پرت میکنند؟ زمان زیادی را صرف گشت و گذار بی هدف در فضای مجازی میکنید؟