شاید زمانی که دانههای برف بر روی زلفانت نشسته و چشمان زیبایت پشت عینکی قدیمی جا خوش کرده، نگاهت اتفاقی به کتابی که نامی آشنا بر روی آن حک شده باشد بیفتد.
به اعتقاد نویسنده این کتاب برای شادتر زیستن باید نگرانی مداوم در مورد بهتر بودن صبورتر بودن و تلاش برای خشنود کردن دائمی افراد پیرامون خود را متوقف کنید.
سال ۱۹۴۶ است و با پایان یافتن جنگ جهانی دوم در سرتاسر دنیا، زنان جوان در انتظار آینده ای نامعلوم دریاها را پشت سر میگذارند تا به وصال مردانی برسند که در زمان نبرد با آنان پیمان ازدواج بسته اند.