"شناگرها" رمانی است درباره شکنندگی ذهن و پیوندهای نامرئیای که ما را به مکانها و افراد متصل میکنند. جولی اتسوکا با نگاهی ژرف و روایتی تأثیرگذار، کتابی نوشته که هم اندوهبار است و هم سرشار از لحظات تأملبرانگیز. این اثر، یادآوری شاعرانهای از نیروی ناپیدای حافظه، عشق و فقدان است که آرام اما عمیق، زندگی ما را شکل میدهند.
کتاب "آن چنان که بودیم"، لیلی گلستان دیدگاهها و دغدغههایش را بیپرده با خواننده در میان میگذارد. او از بیان نظرات چالشبرانگیز ابایی ندارد و همین جسارت، به نوشتههایش اعتباری ویژه میبخشد.
عقربههای ساعت روی دوازده مماس میشوند، سگی پارس میکند تلفن زنگ میخورد و پارسا سپهری گوشی را برمیدارد. زن آن سوی خط گلایه میکند که چرا او مهمانی شب قبل را زود ترک کرده است.
رمان زمانی طولانی را دربرمیگرد، داستان از دهه چهل در تبریز آغاز میشود و با عبور از سالهای پر تب و تاب مبارزه به روزهای انقلاب ۵۷ میرسد و با عبور از آن وارد دهه شصت میشود.
غر زدن، به رغم اینکه رفتاری آزار دهنده است، اما بیدلیل نیست و ریشههایی روانی، ارتباطی و عصبی دارد. با شناخت این ریشهها، میتوانید جلوی غر زدن را بگیرید و به آرامش برسید.