نمایشنامه و نمایشنامه نویسی در غرب سبقه ای چند هزار ساله دارد. ولی متأسفانه در میان ایرانیان هیچ گاه آن طور که باید و شاید با استقبال عموم مردم همراه نشده است.
مردم به طرز عجیبی اهل مدارا هستند. همهچیز را میبخشند به جز نبوغ. اما باید اعتراف کنم که من از همۀ خاطرهنویسیها خوشم میآید. بهخاطر فرمشان به آنها علاقه دارم، همان قدر که بهخاطر محتوایشان. خودشیفتگی محض در ادبیات لذتبخش است. همینهاست که ما را در نامههای شخصیتهای متفاوتی مثل سیسرو و بالزاک، فلوبر و برلیوز، بایرون و مادام دو سویینی مجذوب خودش میکند. هر وقت به آنها برمیخوریم، و چهبسا بهندرت چنین میشود، نمیتوانیم استقبال نکنیم و بهراحتی فراموشش کنیم...