منصور صفتگل زادۀ ۱۳۴۰ در زابل، در شمار سومین نسل از استادانی است که در دانشگاه تهران به آموزش و پژوهش تاریخ همت گمارده است. او در سال ۱۳۶۷ مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه فردوسی مشهد گرفت و از محضر استاد برجستۀ آن دانشگاه، زندهیاد عبدالهادی حائری بهره برد. وی در سال ۱۳۷۳ توانست از پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «دگرگونی ساختار نهاد دینی ایران در سده دوازدهم هجری» به راهنمایی دکتر عبدالحسین زرینکوب دفاع کند. رساله دکتری خود را با عنوان «ساختار نهاد و اندیشه دینی در سالهای پایانی فرمانروایی صفویان» به راهنمایی زندهیاد احسان اشراقی دفاع کرد و از سال ۱۳۷۸ بهعنوان عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران رسماً فعالیت آموزشی در دانشگاه را آغاز کرد. منصور صفتگل پژوهشگری پرتلاش در عرصۀ مطالعات صفوی، سندشناسی، نسخهپژوهی و ایرانشناسی است.
در این کتاب در بخش اول ساختار سنتور و تأثیر اجزاء آن در صدادهی سنتور مورد بررسی قرار گرفته؛ همچنین طرحهای انجامشده برای بهبود سیستم نگهدارنده کوک و نیز اقسام طرحهای انجام شده برای رفع محدودیتهای صوتی سنتور در مرکبنوازی و… بررسی شده است.
کتابی که در دست دارید به دو گروه از علاقهمندان ادبیات و سینما نظر دارد: اول آنهایی که میخواهند نوشتن برای فیلم کوتاه را آغاز کنند و دوم کسانی که تجاربی در زمینه فیلمنامهنویسی دارند و حالا میخواهند به شکلی تخصصی اقتباس ادبی را بیاموزند.
غفاری در این مقالات به تحلیل انواع مخاطب در سینما میپردازد و از رسالتی که فیلمساز در قبال تماشاچی بر عهده دارد سخن میگوید. وی به مقایسهی سینمای ارزشمندی که مردم را متفکر بار میآورد با سینمایی که تماشاچی را تنبل میکند؛ میپردازد.