«برم اونجا چی کار؟» علیرضا غمگین خندید برو.... نذار متروک شه. اشک دیگری از چشم هاله ریخت. بذار متروک در را باز کرد. از قلبم که عزیزتر نیست.» پیاده شد. کلید را روی صندلی گذاشت و آرام گفت: من به قدر کافی ازت خاطره دارم..... اینجا... روی شقیقه اش زد. تو سرم...» روی سینه اش زد. اینجا تو قلبم... نیازی به چهار تا آجر و سنگ نیست که مال من باشه با نه... من سهمم از تو رو برداشتم.... باقیش برای خودت... خدا حافظ
انعقاد قرارداد سال 1919 میلادی میان ایران و انگلستان، در زمان نخستوزیری وثوقالدوله، اگرچه مفاد آن به سبب مخالفتهای داخلی هرگز به اجرا درنیامد، از بحثبرانگیزترین رویدادهای عهد مشروطه است...