نمیخواهم فراموش کنم کیستم و چرا به اینجا آمدهام. نمیخواهم با حرفهای زیبا، با سرودهای روحانی، مرا خواب کنند. نمیخواهم احساسات خوب به من عاریه بدهند. من مهربان نیستم. من دیوم، همین و بس.
«نامههای فلوبر» اسناد زندگی و هنر او هستند زیرا او برخلاف رمانهایش در نامهها، واقعیت زندگی و افکار خود را شرح میدهد و بیپرده و بیپروا عقاید خود را توصیف میکند.
فرهنگ هر جامعه ثمره کوششهایی است که اعضای جامعه در طول قرون و نسلها در پاسخگویی به نیازهای مادی و غیر مادی خود به عمل آوردهاند. با پذیرش این تعریف به این نتیجه میتوان رسید که "هیچ قوم یا جامعهای فاقد فرهنگ نیست." نگارنده علاوه بر به دست دادن تعریفی از فرهنگ، در باب ارتباط فرهنگ با شخصیت و هویت، همچنین کاربردهای اجتماعی این مفهوم بحث میکند و ویژگی نسبی بودن آن را توضیح میدهد .