در کتاب «قرنطینه» بیماری مسری و مهلکی به نام اسکورج در کشور شیوع پیدا کرده است. نگهبانها هر کسی را که مشکوک به این بیماری باشد به زور با خودشان میبرند تا برای اسکورجِ مرگبار آزمایش بدهد...
در پی غرق شدن کشتی الجن و اختلال در نقشه های او برای براندازی کشور تووالو مایکل و الکتروکلن با هواپیما به یک پایگاه مخفی میروند تا برای عملیات بعدی شان آماده شوند.
قدمهای خفهای میان دیوارها طنین میاندازد و احاطهام میکند. شبیه صدای پوتین است یا چیزی پاشنهدار. حتم دارم صدای پاهای برهنهی جونا نیست. ترس به نیازم برای گرم کردن انگشتهای پایم غلبه میکند و لحاف را تا چانهام بالا میکشم...
برای افرادی با تیپ شخصیتی موفقیتطلب، کتاب معجزه سحرخیزی میتواند تغییرات عظیمی ایجاد کند و آنها را به مراحل جلوتری از زندگیشان برساند که بسیار فراتر از دستاوردهای آنها در گذشته است...