خانه نفس میکشد خانه رازها و جسدها را در خود جای داده است. ارواح به خانه رفت و آمد می کنند. فرشتگان مثل حشرات به سقفها چسبیده اند و قدیسان ملافه ها را با هاله های درخشانشان می سوزانند. خانه که سالهای دور به دست مردی سنگدل برای کنترل همسرش ساخته شده نمی گذارد زنان نسلهای بعدی آرامش را تجربه کنند یا از آنجا بروند. ناپدید شدن اسرار آمیز پسرکی توجه همه را به این خانه عجیب در میانه ناکجا آباد جلب می کند. مادربزرگ و نوه ساکن در آن جادوگرانی اند که با طلسم هایشان اهالی روستا را به سمت خود می کشانند با زن های ساده دلی اند که نمی دانند با کینه انباشته در وجودشان چه کنند. ارواحی که به خانه رفت و آمد می کنند. به دنبال آرامش اند با انتقام با عدالت ؟
رمان کابوس گونه لایلا مارتینس داستان ارواح جنگ طبقاتی خشونت تنهایی و تسلیم است. داستانی گوتیک که هیولاها را از تاریک خانه شان بیرون می کشد و در برابر نور قرار میدهد. داستان زخمی قدیمی که اخلاقیات را به چالش می کشد.