بسیاری از منتقدان سونات اشباح را آغازگر تفکر و منش جهان «کافکایی» و تئاتر پوچی برشمرده اند و از تأثیر این نمایش نامه بر نویسندگان مکتب تئاتر ،ابسورد همچون ساموئل بکت اوژن ،یونسکو ژان ژنه و... سخن ها گفته اند.
مارماهی نمایشنامهای کوتاه است که ماجرای آن حول پسری به نام رهام جریان دارد. دستهای او در شبی دردناک، شبی که دیگر توانایی تحمل گریههای مادرش را ندارد و...
در این درام روانشناختی جذاب، الیزابت، زنی که پیشتر رقصندهای بوده و امروز فلج است، مایکل یک بازیگر بیکار را استخدام کرده تا نمایشنامهای را که نوشته است با هم بخوانند. اما با پیشرفت داستان، شباهتهای نگرانکنندهای بین نمایشنامه و زندگی واقعی هر دو پدیدار میشود.