در جهانی که هر روز در حال تغییر است و هیچ چیز قابل پیش بینی نیست، باور دارم نداشتن احساس خوب کاملاً طبیعی است. عیبی ندارد اگر حالمان خوب نباشد. حقیقت این است که اگر گاهی غرق بلاتکلیفی و نگرانی و خستگی و التهاب نشوید شاید واقعاً نمی دانید در دنیا چه خبر است. ما دلایلی حقیقی برای دلسرد شدن داریم زمانی که هیچ چیز دیگر به نظرمان استوار و مستحکم نمی رسند، ضروری است ماهیت متنوع و متغیر احساسات خود را تصدیق کنیماما تصدیق جنبه ی نیردی احساسات شها شروع راه است. نباید کار را همان جا خاتمه دهیم.پس اگر چالش اولمان این باشد که به خود اجازه دهیم هر گونه آشفتگی ذهنی را صادقانه و بی پرده تجربه کنیم و احساسات منفی را در زندگی خود به رسمیت بشناسیم مرحله ی بعدی تصمیم گیری در این مورد است که با این شناخت چه کنیم و چطور آن را به چیزی سازنده و سلامت بخش تبدیل کنیم؟از متن کتاب