استاد فقیری با انتشار کتاب تحسین شده «دهکده پرملال» تحولی در داستاننویسی روستایی ما به وجود آورد. او در این مجموعه داستانها را به دور از تصور ساده لوحانه رمانتیک و غیر واقعی پیشین به شیوههای رئالیستی روایت میکند.
ایستادهام جلوی آیینه و زیپ لباس صورتیام را کشیدم بالا. مامان دوخته بود برایم. لپهایم رنگ لباس شد. ازش خوشم آمد. چرخیدم دور خودم. دامن دایره زد و رفت بالا و پاهای تپلم توی آیینه پیدا شد در اتاق بسته شد و بابا آمد توی آینه. نگاهش مثل همیشه نبود....