آگون جایی است که خدایان به صورت فانی باز میگردند و شکار میشوند. هر کس خدایی را بکشد، قدرت خدایان را به ارث میبرد و آن خدا میشود. خانواده لور آخرین آگون را ذبح کرده بودند. او مخفی شده است و در آگون بعدی دو خدا به دنبال او هستند تا به آنها کمک کند زیرا مشکلی پیش آمده است....
سوزی و فرنی دو دخترند که از پنج سالگی با هم دوستهای صمیمی بودهاند. آنها به هم قول دادهاند که هر وقت اخلاق یکی از آنها عوض شد دیگری به او یادآوری کندا وقتی آنها وارد مدرسهی راهنمایی میشوند. فرنی یواشیواش شروع میکند به عوض شدن و اخلاقش شبیه دخترهای لوسی میشود که فقط به فکر مدل مو و لباسشان هستند. سوزی که از این تغییرات خیلی ناراحت است و ...
«هستی» دختر 12 ساله و پرشر و شوری است. او عاشق ژیمناستیک و فوتبال است و از عروسک و کارهای دخترانه بیزار است. روزی بر اثر جنبوجوش فراوان دستش میشکند و پدر که در دریا روی نفتکش کار میکند، از اینکه نتوانسته به سر کار برود و مجبور است هستی را به بیمارستان ببرد خشمگین است؛ اما به زودی خبر بمباران شدن نفتکش و آتش گرفتن آن را میشنود و پدر و اهالی خانواده شکستن دست هستی را سبب خیر دانسته و به او افتخار میکنند...
در کتاب «قرنطینه» بیماری مسری و مهلکی به نام اسکورج در کشور شیوع پیدا کرده است. نگهبانها هر کسی را که مشکوک به این بیماری باشد به زور با خودشان میبرند تا برای اسکورجِ مرگبار آزمایش بدهد...
قدمهای خفهای میان دیوارها طنین میاندازد و احاطهام میکند. شبیه صدای پوتین است یا چیزی پاشنهدار. حتم دارم صدای پاهای برهنهی جونا نیست. ترس به نیازم برای گرم کردن انگشتهای پایم غلبه میکند و لحاف را تا چانهام بالا میکشم...