ایزابل آلنده در کتاب گوران زمستان داستان ریچارد بومستر، مردی شصت ساله و متخصص در حوزه حقوق بشر، را روایت می کند که در میانه کورانی در بروکلین با خودروی اویلین اورتگا، مهاجری جوان و غیرقانونی از گواتمالا، تصادف می کند
آتنه فورستر مانند تعدادی از دختران به دهه ۱۹۶۰ رسیده بود. او که لقب آخرین ترشیده را به خود گرفته بود بسیار لوس زیبا و خارج از کنترل بود دو سال پس از ازدواجش دوباره شایعاتی از او بر سر زبانها افتاد.
زن و شوهری مهاجر در قطار رهسپار سفری دراز هستند، زن در انزوای خود خواسته، باگذر از ایستگاه شهرها و مراحل عمر، روابط خویش را باشوهر و دختر، با خانواده و دوستانش در خاطره مرور می کند و به بازش...
خاطرات خون آشام درباره عشق، روابط خونی، رفاقت، آمال و آرزوها، قدرت، انتقام و فداکاری... داستان النا گیلبرت، دختر زیبا، اجتماعی و البته گرفتار تنهایی فزاینده میان خانواده و دایره دوستانش، داستان استفان سالواتوره، تازه وارد اسرارآمیز مدرسه با پیشینه ای پانصد ساله از شکار انسان.