کیخسرو: ای پهلوانان نامدار و ای خنجرکشان روز جنگ، سراسر مرز ایران را بر پشت اسب پیمودم و هیچ باشندهای را ندیدم که دلشاد باشد و ثروتمند و خانهای آباد به چشمم نیامد...
جایی در بلوک شمال بیلبوردی به چشم میخورد که هر کس روی آن طرحی متفاوت میبیند. اهالی نور و روشنایی کودکانی را میبینند مشغول بازی که با مکعبهای چوبی برجهای لرزان میسازند. تصویری صلحآمیز، تبلیغی از سازمان طراحی با نوشتهی «همه به طراح نیاز دارند.» بالایش. گوشهی بیلبورد میشود آدرس سازمان طراحی را دید: منطقهی دیوادستاودین، شبهجزیرهای در شرقیترین مرزهای بلوک شمال. به همین سادگی.
مجموعه داستان «آنجا که پنچرگیریها تمام میشود» شامل 9 داستان کوتاه است، داستانهایی که اغلب وقایعنگار فاجعهاند، در فضایی رنگین و پرجوش و خروش و گهگاه طنز.