ما معمولا آزادی را آزادی از با آزادی منفی تعریف می کنیم؛ اما اگر آن را گریز با قرار تعریف ب به معنای آزادی را در خواهیم یافت و نه یاد ر و می گیریم که توان آن را برای جهان به ارمغان آورد. آزادی برای با آزادی که درباره کسی که می خواهیم باشیم یست و چگونه باید آن ها را در جهان محقق مثبت در نظر نگیریم، به آزادی منفی نیزه حتی قادر به درک درست مواقع تون ابزار در دست بگیریم و از آن ها برای که استای در در این می کنند که ما معنای آزادی را فراموش کرده ایم و همین به جران سوقمان می دهد...
یک چیز روشن و قطعی است: اگر عملیات دو ایکس نتیجۀ معکوس میداد، اگر جانی یبسن زیر شکنجه مُقر میآمد، اگر لیلی سرگیف سیگنال کنترل را وارد میکرد، اگر تور عظیم دروغوفریب برملا میشد و آلمانیها در نرماندی، هوشیار و آماده و مجهز، منتظر بودند، حمله شکست میخورد و در روز دی همه بهطرز فجیعی قتلعام میشدند.
ایسیدرو ویدال، مردی بازنشسته و نهچندان پرشور، یک روز صبح خود و دوستانش را در میانهی جنگی غیررسمی مییابد؛ جنگی که در آن جوانها به جان پیرها افتادهاند.
نیل برتون با کاوش در ماهیت اختلالاتی همچون اسکیزوفرنی، افسردگی، اختلال دوقطبی و... به واکاوی ذهن، بدن، زبان و خلاقیت انسان میپردازد و پرسشی را که سالهاست نقل زبان همگان شده دوباره پیش میکشد: آیا رابطهای بین نبوغ و دیوانگی وجود دارد؟