وقتی جوان بودم او همچون حلقه ای جادویی مرا در بر میگرفت بیرون آمدن از حلقه ممکن نبود هر قدمی که بر می داشتم یا برنمی داشتم تصمیم او بود متوجه ام که ...
بد دیده شد، بد گفته شد قطعه ای شاعرانه و تصویری تأثیرگذار از پیرزنی است که در کلبه ای تنها زندگی میکند به ستارگان شامگاهی و صبحگاهی می نگرد و عمدتاً برای بازدید از یک گور از کلبه اش خارج می شود.