سرش درد میکرد صدایی مغز تریس را میخراشید؛ صدای سایش بدآهنگی همچون خش خش کاغذ انگار یک نفر خنده ای را گرفته به شکل گلوله ی بزرگ در هم پیچیده ای مچاله کرده و توی جمجمه ی او چپانده بود.
مایکل تایلور اوستین و باقی الکتروکلنی ها وارد جنگل های پرو می شوند که در آن صدایی مرموز به آنها گفته است میتوانند مادر مایکل را پیدا کنند به محض رسیدن کشف میکنند که دکتر هتج و الجن از حدی که بتوان تشخیص داد بسیار قدرتمندترند.