سرنوشت گیتار، به طور عجیبی به سرنوشت تودههای ستمکش شباهت دارد که در کشاکش زمانه، علیرغم تمام افت و خیزها رو به تعالی و در نبرد برای اثبات خالیت خود هستند.
گرَیدی به همسرش، اَبی، زنگ میزند تا خبر هیجانانگیزی را با او به اشتراک بگذارد. اما آنچه که در ادامه اتفاق میافتد، نه تنها تمام شادی و هیجان او را از بین میبرد بلکه او را در دنیای تاریکی از ابهام و بیخبری قرار میدهد....