تنها کسی میتواند صلح را برقرار کند، راز بزرگ پریان دریایی گمشده را حل کند و نپتيــون، فرمانروای دریاها، را متقاعد کند نفرینش را بردارد، امیلی است، البته با کمی کمک از دوستش، آرون....
جزيرهای پوشيده از شنهای سفيد! مكانی اسرارآميز كه آدميان و پريان دريايی كنار هم به سر میبرند. اما... اميلی با بيداركردن كراكن، هيولای افسانهای آبها، از خواب صدسالهاش همهچيز را خراب میکند. دخترک هیچ نمیداند که با چه دشمن ديرينهای دستوپنجه نرم میكند...
هركسی رازی دارد. راز من كمی متفاوت است. خودم تا اولين جلسهی شنا از آن بیخبر بودم. آخر پيشازآن هرگز اجازه نداشتم وارد آب بشوم. اما گویی شناکردن جزئی از طبیعت من است، درست مثل یک پری دریایی!
جورج اورول در زمان جنگ جهانی دوم به دلیل وضعیت جسمانیاش در ارتش پذیرفته نشد. او که در اسپانیا داوطلبانه جنگیده بود. این بار باید طعم جنگ را در خانه میچشید...