سال ها بعد که چین و چروکهای صورتم پرده ای شد برای پنهان کردن
این دل شکسته هر عصر کنار آتش مینشینم
قهوه ای مینوشم و دنیای خیالی ام را با تو از سر میگیرم
داستانها با تو میگویم
شعرها در وصفت میسرایم و آهنگ چشمانت را می نوازم
سال ها بعد
سال ها را با تو سر کرده ام
بی آنکه بدانم...!!