سربازرس با اخم زمین زیر درختان را بررسی کرد. همینطور که علفزار را با دقت از نظر میگذراند، معدهاش به هم پیچید. یک، دو، سه، چهار. و با احتساب تپهی خاکی بهمریختهی زیر چادرِ، پنج تا. کسی لایۀ طبیعی زمین را برداشته و گُلهای خودش را کاشته بود...
داستان روایت زندگی پالی را تا نوزدهسالگی پی میگیرد که در آن با ناملایمات زندگی واقعی و خیالی دستوپنجه نرم میکند و در نهایت میکوشد معشوق را از چنگال زنی اهریمنی نجات دهد.
این داستانی از یک مرد درونگرا است. او برای همدورههای خود یک پادشاه بزرگ بود، یک افسانه در دوران زندگی خود. و میراثی خارقالعاده به جا گذاشت؛ یک بریتانیای جدید.