«هیاهوی بسیار برای هیچ» یکی از کمدیهای برجستهی ویلیام شکسپیر است؛ نمایشی سرزنده، هوشمندانه و پر از گفتوگوهای بامزه و نیشدار که موضوع اصلی آن عشق، سوءتفاهم و بازیهای ذهنی انسانها است.
شهر در آتش جنگ داخلی میسوزد و یک دختر خدمتکار، از همه چیز خود میگذرد تا از کودکی رها شده، محافظت کند. اما زمانی که بالاخره صلح دوباره برقرار میشود، مادر این کودک نیز از راه میرسد تا پسرش را از دختر خدمتکار پس بگیرد...
کاتب: به جای نوشتن مهملات و تشبهات و شبهات، انتقال به کار غزل کنید! خطر از بیخ گوش شما گذشت. مژدگانی حقیر سراپا تقصیر فراموش نشه! ختم برداشتم، به خیر و خوبی تمام شدنِ این غائلهرو!